سلام تورم. معلومه که خوبي،
دست بردار تورم. حتماً بايد چهارتا فحش به تو بدهم؟ رواني، ديوانه. پدر... همان رواني، من بارها در اين نامه ها به دوستان مختلف گفته ام که تو مشکل اعصاب و روان داري. دوستان زحمتکش ما بارها از طريق رسانه ها اعلام کرده اند که «تورم رواني است.» اما باز تو رويت را کم نمي کني و همين باعث شد من اين نامه را برايت بنويسم.
ببين تورم، ما و دوستان به رغم تلاش هاي بيهوده ات اساساً تو را ريز مي بينيم، عددي نيستي، دستتو بکش ببينم بابا، فکر کردي اينجا کجا است که براي ما عرض اندام مي کني؟ دوستان ما آنقدر شبانه روز دارند تلاش مي کنند که تو يا از بين رفته يي يا به همين زودي خواهي رفت. رويت را کم کن و بدان ما «دعوا کوچيک مون قتله/ ماءالشعير خوردن مون با سطله/ تفريح مون زندون قصره،» اين را گفتم که حساب کار خودت را بکني.
تورم، من مي دانم که تو محصول القاي منتقدان غيردلسوز هستي. وگرنه من(ابراهيم رها) شخصاً رفتم بقالي محل مان و پرسيدم آقا تورم دارين؟ گفت؛ نه. گفتم؛ اصلاً ندارين؟ گفت؛ نه به جان شما اصلاً نداريم. اصلاً همچين چيزي نيست که ما داشته باشيم.
خب ديدي که دست تو رو شده برام قصه هاتو بلد شدم، پس بس کن اين ادا و اطوارها را.
اينکه عده يي مي گويند تورم وجود دارد نشر اکاذيب مي کنند. تورم کو؟ کجاست؟ من خودم ديروز گشتم، باور کنيد هي گشتم. اين ور رو گشتم نبود، اون ور رو گشتم بود، نه... بعد که فکر کردم، ديدم اون ور هم نبوده و من هم آلت دست بيگانگان شده بودم.
اي تورم، اي ذليل مرده، اي جز جگرزده، اينکه رفته يي براي خودت عدد و رقم درست کرده يي و هي فلان درصد و بهمان عدد را در نشريات غيردلسوز براي خودت به چاپ مي رساني، مشکلي از تو حل نخواهد کرد. رواني، تو فکر کرده يي ما يک عده خيالاتي هستيم که اين چيزها را قبول کنيم؟ ما حداکثر مي توانيم قبول کنيم از اون بالا کفتر ميايه، ديگر بيشتر نه،
خلاصه از ما گفتن بود. من آنچه شرط بلاغ است با تو مي گويم، تو برو جلو بوق بزن، من شاهد هستم که دوستان چقدر زحمت مي کشند و قاعدتاً... بالاخره دوستان زحمت مي کشند، نقاشي که نمي کشند. رويت را کم کن.
ابراهیم رها postkhoone@gmail.com
+ نوشته شده توسط سینا در چهارم بهمن 1386 و ساعت
18:8 |