تبليغاتX
www.Narafigh-Ha.Blogfa.Com......

Click Here <===============آرشیو اس ام اس نارفیق ها

Click Here <===============آرشیو  جوک  نارفیق ها

اس ام اس جوک نارفیق ها
 
وزارت ارشاد در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبنی بر ممیزی شدید و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان، جوابیه‌ای بدین شرح صادر نمود:
شاعران، نویسندگان، ناشران و خوانندگان عزیز؛ متاسفانه جریان خزنده‌ای که سالهاست قصد ترویج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبیات کشورمان دارد باعث شده کار ممیزی آثار با دقت بیشتری انجام شود. به عنوان مثال به یکی از اشعار مستهجن سالهای اخیر دقت کنید:
اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه‌جوره؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین
شعر فوق بنابه‌دلایل زیر، قابلیت دریافت مجوز چاپ ندارد:
۱- عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله می‌شود که دو کلمه توتوله و چه‌جوره هم‌قافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال می‌رود.
۲- ترویج فحشا: واژه توتوله با یک کلمه بسیار زشت هم‌قافیه و هم‌وزن است.
۳- وابستگی به اجانب: گاو حسن خواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی می‌اندازد و چون مهرجویی از عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر می‌رسد که شاعر این شعر نیز با وی همدست می‌باشد.
۴- بدآموزی: کلمه پستون مصداق کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نیز تحریک احساسات و عواطف و باقی چیزهای ملت همیشه در صحنه می‌شود.
۵- نشر اکاذیب: شاعر می‌گوید گاو حسن شیر ندارد در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاو به هندوستان حرف می‌زند. گاوی که شیر ندارد چگونه شیرش را به هندوستان صادر می‌کنند؟
۶- بی‌توجهی به منافع ملی: هندوستان در پرونده هسته‌ای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعر موظف است به جای صادرات شیر به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطین و لبنان تقدیم کند.
۷- اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن (عمقزی)، باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی می‌شود.
۸- تشویق به بی‌حجابی: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب می‌شود، مصداق ترویج بدحجابی است.
علیرغم تمامی ایرادات وارده، از آنجاییکه دغدغه اصلی ما آزادی بیان و اندیشه است لذا تصمیم گرفتیم مجوز نشر شعر مذکور را با تغییراتی اندک! صادر کنیم:
اتل، متل، زباله / گاو قلی باحاله!
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک زن راستین
اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین!
همچنین به اطلاع شاعران و مولفان عزیز می‌رساند که با دریافت مبلغی مختصر، آثار شما را قابل چاپ می‌نماییم.
با تشكر
+ نوشته شده توسط سینا در چهاردهم دی 1386 و ساعت 16:4 |

جسد صدام

    * سازمان ملل جسد صدام را برای عذاب بیشتر در بین شهدای قزوین دفن کرد

 

دعای بدرقه

    * دعای بدرقه ی قزوینی ها:خودم پشتت خدا پناهت .

 

سازمان سنجش

    * سازمان سنجش اعلام می كند كه هیچ قزوینی حق ندارد پشت كنكور بماند

 

کمک

    * قزوینی یه بچه ای راتوی بمبست گیر می اندازه . بچه که می بینه راه فرار نداره شروع میکنه به داد زدن و کمک خواستن. قزوینی یه میگه : اگه بیان ، می آن کمک من. نه کمک تو!!!

 

جایزه تبرک

    * جایزه تبرک در قزوین یک سال استفاده مجانی از حمید!!!

 

بقیه ی جک ها تو ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در دهم شهریور 1386 و ساعت 19:27 |
تنها يادگاري (( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جاي پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکي بودي

 

اگه كسي دستت رو گرفت، دستت لرزيد، قلبت لرزيد، همه وجودت لرزيد، براي عاشق شدن عجله نكن، شايد بابا برقي باشه!

 ادامه مطلب در قسمت بقیه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 17:23 |
 

به رشتيه ميگن زنت چطوري حامله شد ميگه حميـــــــــــــــــــــــد

 

قدرت ديد خانومها: يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگي نميبينن!

  ادامه مطلب در قسمت بقیه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 17:15 |
 

به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - 120 تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره

 

به رشتیه میگن به جون زن و بچه ات قسم بخور میگه به جون رشت و حومه

 ادامه مطلب در قسمت بقیه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 17:14 |
قزوينيه يه كيسه برنج تبرك ميخره درشو باز ميكنه ميگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حميدش كو؟؟؟؟؟؟؟؟

به ترکه می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست.

 ادامه مطلب در قسمت بقیه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در پانزدهم بهمن 1385 و ساعت 17:13 |

تهرانيه داشت واسه ترکه خالي مي بست مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه ترکه مي گه : چرا؟ مگه سگت كليد نداره ؟؟؟؟

 به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه... میگه:دانشگاه آزاد اسلامی

 

جايزه تبرك در قزوين ... يك سال استفاده رايگان از حميد.!!!!

 

ادامه مطلب در قسمت بقیه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 17:3 |

 جایزه ی بانک های قزوین:نفر سوم ۵کودک نفر دوم ۱۰کود نفر نفر اول کلید طلایی یک مهد کودک

  

به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو یه خاطره بر..میگه:خاطره بد.شب بود بچه بودم..خاطره خوب:شب بود بچه بود

                                                          

                                                                                  ادامه جوکها در   بقیه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در بیستم دی 1385 و ساعت 11:9 |

به یه ترکه میگن از زنت راضی هستی/ میگه اره/میگن چرا/ میگه/ چون تو شستن ظرفها بهم کمک میکنه

 

 

یه قزوینیه توی صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، یه کم زودتر از بقیه بلند میشه، یه دفعه با هیجان میگه: خدایا، تو چقدر رحیمی آخه بخاطر این دو رکعت نماز من لایق این همه نعمت نیستم

 

ادامه جوکها در بقیه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در شانزدهم دی 1385 و ساعت 17:22 |
 

يه بسيجيه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ميگه : عزيزم باباتو بپيچون با هم بريم نماز جمعه!!!!!!!!!!!!!!!!!

به ترکه ميگن شما پسرت رو بيشتر دوست داری يا چلو کباب رو؟ ترکه ميگه : بابا تو رو به خدا ما رو سر دو راهی قرار ندين !!!!

برای خواندن ادامه جوک ها به  ادامه مطلب  بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در سیزدهم دی 1385 و ساعت 2:0 |

سلام دوستان عزیزی که از این وبلاگ بازدید می کنید و نظر نمیدید . امرو یک سری جوک براتون گذاشتم .ایکی از دوستان زنگ زده بود خونمون می گفت چرا جکات همه پاستوریزه هست . با اصرار بسیار زیاد یه چند تا جک یه کم بی تربیتی گذاشتم البته اونهایی که از این جور جوک ها خوششون نمیاد یا به عبارتی بچه پاستوریزه هستن این جوک ها رو نخونن و این جک ها رو بخونن  .راستی اگه خوندین نظر یادتون نره و بگین بازم از ای جک ها بزارم یا از اون جک ها . راستی از این به بعد از این آدرس هم میتونید وبلاگ رو باز کنید :

www.narafighha.coo.ir         و           www.sinaagha.coo.ir

 

 

♣♣ برای کاهش درد هنگام کون دادن اعداد زیر را تکرار کن :
۱.۵.۸.۴.۶.۸.۳.۵.۰
کسخل ، الآن نه وقتی داری میدی!

 

♣♣ خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار ميپرسه: پس تو كار آشپزخونهايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مينويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه :كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپارهاي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد ميزنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه موسي داريم همه ميكنن!!!

 

♣♣ بچهه داشته با اتوبوسش بازي ميكرده، هي ميگفته:‌ قام قام... ايستگاه اول، كونيا درجلو، جنده‌ها در عقب!...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،‌كس‌كشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه،‌ ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟! يقه بچهه رو ميگيره مي بره تو انباري زندانيش ميكنه. بعد از سه ساعت مياد بهش ميگه: آدم شدي؟! بچه ميگه:‌ آره، ميگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازي كن. بچه هم ميره اتوبوسش رو بر ميداره ميگه:‌... قام قام...ايستگاه سوم، زن قحبه‌ها در جلو، مادرقحبه‌ها در عقب...اون جاكش‌هايي هم كه ميگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخير داره، برن ازون زنيكه جنده‌اي كه تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!

 

♣♣ از تركه ميپرسن: زنتو چقدر مهر كردي؟! ميگه: والله مهر رويادم نمياد ولي آبان و آذر زياد كردم!!!

 

♣♣ تركه رفته بوده تهران دنبال نوهاش كه واسه تعطيلات ببردش تبريز. تو راه پسره اشاره ميكنه به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي! ببعي! تركه برميگرده بهش ميگه: ببين اصغرجان! ما داريم ميريم تبريز، اونجا همه مردن! تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مرداي گنده حرف بزني! اينا گوسفندند، گوسفند. يكم ميگذره، پسره اشاره ميكنه به يك قطار ميگه: دودوچيچي! تركه باز ميگه:اصغرجان! تو ديگه بزرگ شدي بابا! بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني، اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام تركه از نوهاش ميپرسه: اصغرجان، ديروز تو مهدكودك چيكار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. تركه ميپرسه: قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت تركه ميافته ميگه: قصه روباه جاكش و كلاغ كسخل!

 

♣♣ معلمه ميره سر كلاس ميگه بچهها يه مسئله ميدم حل كنيد: پرتقال فروشي 10 كيلو پرتقال خريد به قيمت هركيلو 250 تومان، بعد از 5 روز، 3 كيلو از پرتقالها پوسيدند، 2 كيلو را دزد برد و 5 كيلوي باقي مانده را هم به عبارت هركيلو 100 تومان بفروش رساند، خوب حالا من چند سالمه؟!! يكي از بچهها ♣♣

 

♣♣ سريع پاميشه ميگه: آقا چهل سال! معلمه پشماش ميريزه، ميگه: تخم سگ از كجا فهميدي؟! بچهه ميگه: آخه آقا ما يه نوكر داريم، نيمه كس خله، اون بيست سالشه. شما هم كه كاملاً كس خلين، پس چهل سالتونه!

 

♣♣ دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي كردند. يكيشون بر مي گرده به اونيكي ميگه، شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي خورم، ميرم بيرون يك دوري اطراف مي زنم، ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي رم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه مي زنم، ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي خورم، مي رم بيرون يك مقدار مي گردم، دوباره ميام خونه يك دوش مي گيرم، بعد مي رم باز چند ساعت قدم مي زنم، بر مي گردم خونه دوش ميگيرم، مي خوابم... شما شغلتون چيه؟ اونيكي زنه جواب مي ده: والله منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم!!!

 

♣♣ يارو ميميره، ميره بهشت . روز اول جبرئيل مياد، ميگه: ميخوام جُمجُمت رو سوراخ كنم دور سرت نور بذارم. روز بعد مياد ميگه: ميخوام كتفاتو سوراخ كنم برات بال بذارم. يارو شاكي ميشه، ميگه: بابا نخواستيم! اصلاً من ميخوام برم جهنم! جبرئيل بهش ميگه: باباكجا ميخواي بري؟! اونجا پدرت رو در ميارن، چوب تو كونت ميكنن. ميگه: بازم اون بهتره، حداقل سوراخش رو خودم دارم!!!

 

♣♣ يه نفر آخر شاكي ميره تو يك كافه، يك گيلاس عرق سفارش ميده، بعد استكانشو ميگيره يك ضرب ميره بالا، بلند ميگه: به جدم همه وكيلا جاكشن! يك چند دقيقه بعد يك بابايي مياد جلو ميز، بهش ميگه: برادر اون حرفي كه زدي خيلي به من برخورد. يارو با همون حالت اخم و تخم مي‌پرسه: ببخشد حضرت عالي وكيلي؟! مرده ميگه: نه برادر، بنده جاكشم

 

♣♣ زن يزديه داشته ميرفته بيرون، يزديه ميگه: خانوم كجا ميري؟ زنه ميگه: دارم ميرم صدقه بدم. يزديه ميگه: لازم نكرده، بيا اينجا يه دقه بده

 

♣♣ تركه با دوست دخترش رفته بوده پارك. همينطور كه دست همو گرفته بودن و راه ميرفتن، دختره حالي به حالي ميشه، يك چشمك به تركه ميزنه، ميگه: قاسم جون، بريم اون پشت مشتها ازون كار بدا بكنيم؟! تركه ميگه: آي گفتي عزيزم... اتفاقاً منم بدجور شاش دارم!

 

♣♣ يه نفر يه دوستش كه ترك بوده يه سي دي سوپر ميده و ميگه: امشب برو تا صبح با اين سي دي حال كن!
فرداييش تركه رو ميبينه ازش ميپرسه: چطور بود
تركه ميگه: خوب بود ولي ايلده سوراخش خيلي تنگ و تيز بود!!!!!!!!!!!

 

♣♣ يارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هواي سانفرانسيسكو كرده بودم، ميگم: ماشين لباسشويي رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. يه روز مرده ميخواسته يه حالي بكنه، به بچشون ميگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه ميره و بر ميگرده، ميگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از يك مدتي مرده به بچه ميگه برو بگو كلي لباس چرك دارم، اون ماشين لباس شويي رو روشن كن. بازم بچه مياد ميگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از يه مدتي، زنه به بچه ميگه: برو به بابات بگو اگه ميخواد لباساشو بياره، ماشين لباس شويي رو روشن كنم. بچه ميره و برميگرده، ميگه بابا گفت: نميخواد با دست شستم!!

 

♣♣ لره به دختر كدخداي دهشون تجاوز ميكنه. ميبرنش پيش قاضي. قاضي بهش ميگه: مرتيكه! چرا اين كارو كردي؟ لره ميگه: آقاي قاضي! شب مهتو، لب اُوْ، تو بيدي نميكردي؟! قاضي ميگه: نه! لره ميگه: برو گي تِ بخور!!

 

♣♣ بچه به معلمش ميگه : خانوم ما ساق پاونو ديدم . معلم 1 ماه از کلاس اخراجش ميکنه . بچه بعدي ميگه خانوم ما رونپاتونو ديدم . اينيکي 2 ماه اخراج ميشه . يکي از بچه ها خودش پاميشه ميره بيرون . معلمه داد ميزنه کجا ؟؟؟؟ ميگه: خانوم ما يه جايي رو ديديم که بايد ترک تحصيل کنيم .

 

♣♣ مزاحمه زنگ ميزنه خونة يه تركه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بيزحمت بكنيدش تو كونتون! تركه شاكي ميشه و قطع ميكنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ تركه مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: اِااِ... يعني هنوز تو كونتونه؟!!!

 

♣♣ سرخ پوستها موقع حمله به قزوين ميگن: آكومبا، بومبا، ياكومبا! وقتي كه از حمله بر مي‌گردند ميگن: نكن بابا، نكن بابا

 

♣♣ این اس ام اس رو به سه نفر بفرست: ۱: کونی! ۲: کون گشاد ۳: کوس خل!!! بعد بشین فکر کن که تو کدوم یکی از اینا بودی که من اینو برات فرستادم

 

♣♣ میدونی اسگل ترین خواننده ایرانی کیه؟؟
فرشید امین! اگه گفتی چرا؟
چون نمیدونه خدا شب و واسه چی آفریده

 

♣♣ قانون ۱۲ نیوتون : اگه با سرعت نور کون بدی میتونی یه دنیا رو نون بدی!!!

 

♣♣ شب بود من و تو تنها بودیم... بدن گرمت منو گرم می کرد. آروم پاهاتو باز کردم... با خجالت سینه هاتو فشار دادم... آخه اون شب اولین گاوی بودی که می دوشیدم!!!

 

♣♣ فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد

 

♣♣ به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده

 

♣♣ قزوينيا به فرهنگستان لغت فارسي اعتراض ميكنن كه چرا شما به "ن" ميگين نون ولي به "ك" ميگين كاف!!

 

♣♣ پيرزنه با پسرش نشسته بوده اختلاط مي كردن. بعد ننه هه به پسرش ميگه من نميدونم اين آمريكا با اين همه توپ و تانكش چه جوري از ويتنام شكست خورد. پسره ميگه آخه لامصبا اين ويتنامي ها ، شبا از پشت حمله مي كردن آمريكايي ها غافل گير ميشدن ... يهو پيرزنه شروع ميكنه گريه كردن!! پسره ميگه ننه چرا گريه ميكني؟ ميگه ياد بابات افتادم پنجاه سال ويتنامي بود و من خبر نداشتم!!!!

 

♣♣ يه روز سه نفر داشتن از كون گشاد بازيا شون حرف مي زدن، اولي ميگه: من يه بار رفتم دستشويي ديدم خيلي طول كشيد همون جا خوابيدم تا صبح! دومي ميگه: من يه بار تو خيابون خوابم گرفت همون جا اون قدر خوابيدم تا بچه هام اومدن بردنم خونه! سومي ميگه: اينا كه چيزي نيست، من يه بار رفتم سينما فيلم كمدي ولي همش گريه كردم. دوستاش ميپرسن: چرا؟ ميگه: چون همون اول كه نشستم خايههام رفت زير كونم تا آخر حوصله نكردم از روشون پاشم!!!

 

♣♣ سركلاس روانشناسي، استاد داشته ميگفته كه دخترا از بچگي وقتي ميبينن كه يه چيزي از پسرا كمتر دارن احساس كمبود ميكنن و اين مسئله باعث افسردگي در اونها ميشه! يكي از پسرا پاميشه ميگه: استاد، ايني كه ما داريم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحماليش افتاده گردنِ ما!!!

 

حتما از آرشیو وبلاگ دیدن کنین

آرشیو اس ام اس نارفیق ها ==============>>  CLICK HERE

        آرشیو جوک نارفیق ها  ==============>>  CLICK HERE

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 9:22 |

agh sina


♣♣ جدیدترین رمان عشقی قزوین منتشر شد: خسرو و فرهاد

به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟؟ ♣♣
میگه ایلده خر هار گازم گرفت!!

♣♣ ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره!!

♣♣ يه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: ديروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تي دسته دار تنمو شستم

♣♣ مامانه به بچش ميگه كه عزيزم و قتي خاله اومد قشنگ ميري جلو سلام ميكني ميبوسيش بچهه ميزنه زيره گريه ميگه نه مامان من خاله رو بوس نميكنم! مامانه ميگه ا چرا عزيزم؟ بچهه ميگه آخه ديروز كه بابا ميخواست بوسش كنه زد تو صورتش

♣♣ يه تركه ميره مشهد. وقتي از دور كنبد حرم رو مي بينه ميگه يا امام رضا چرا با اين همه طلايي كه داري هشتم شدي؟

♣♣ یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است.

♣♣ تحقیقات دانشمندان نشان میدهد که 1 گوز کاردرست بیشتر از 10 قرص X شادی آفرین است.

♣♣ اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند.باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار

♣♣ المپيک آخوندا در سه رشته برگذارشد: 1-پرش با عبا 2-دو با نعلين 3-پرتاب عمامه

♣♣ فیلمهای برگریده جشنواذه قم:
آخوندی با کفشهای کتانی
امامه ای برای دو نفر
صیغه شدگان
ابا قرمزی
من بچه شیخ 15 سال دارم

♣♣ از یه قزوینی می پرسند کو ن چند حرف در جواب قزوینی میگه کو ن اصلا حرف نداره!

♣♣ در پي توهين پاپ به مقدسات مسلمانان، نام «پاپ‌كورن» مجددا به «چس فيل» تغيير يافت

♣♣ سه كار غير ممكن: شاليكاري در قزوين، تشخيص هويت در رشت، آدم شناسي در اردبيل

♣♣ يه نفر صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله رحمن رحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم

♣♣ یه برره ای عينک دودی ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزنی ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چی کار ميکنی ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار. عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چی ميزنی ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار میکردی ؟

♣♣ یه ترکه زنش سبزه بوده، سیزده به در از ماشین میندازتش بیرون

♣♣ یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین

♣♣ میدونی معنی کلمه ی love چیه؟
l : لایق دوست داشتن بودن
o:امیدوار بودن به اینده ای روشن
v : وفا دار بودن در عشق
e: انرزی هسته ای حق مسلم ماست

♣♣ ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا !!!

♣♣ تا حالا بچه کونی لای نایلون دیدی؟
ندیدی؟ پس یه نیگا به گواهینامت بکن

♣♣ غول چراغ جادو به احمدی نژاد میگه یه آرزو بکن که واست براورده کنم.
احمدی نژاد میگه خدا رو نشونم بده.
غوله میگه نمیشه، نمی تونم، یه آرزو دیگه بکن.
احمدی نژاد میگه من رو خوشگل کن.
غوله یه خورده فکر میکنه میگه: بدو بدو حاضر شو ببرمت پیش خدا...

♣♣ منتظر مامور سرشماری نباش تو رو آخر پاییز میشمرن.

♣♣ رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!!!!

♣♣ يه اصفهانيه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه مي‌كردن!

قاضي بهش مي‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد! يهو يكي از افراد بسيار عزيز و محترم جامعه از پشت دادگاه داد مي‌زنه: اي كثافت بي شرف!

دوباره قاضي مي‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زن جانتان با ضربات چكش هم هستيد!
دوباره اون فرد محترم مي‌گه: اي بچه فلانه كثيف خارفلان مادربهمان!
قاضيه اين دفعه ديگه عصباني مي‌شه و مي‌گه: آقاي فرد محترم جامعه، مي‌دونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي ركيك بزنين ناچار مي‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!

فرد محترم مي‌گه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله‌ كه همسايه‌ي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم گفته كه ما چكش نداري

♣♣ یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه د نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش


برای خواندن مطالب پیشین شامل اس ام اس و جوک و......وارد آرشیو مطالب پیشین شوید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 10:12 |

یه بچه تو قزوین گیر می‌افته، یه تاس بهش میدن و میگن: اگه 1 تا 5 بیاری ترتیبتو میدیم، میگه: اگه 6 بیارم چی؟ میگن: جایزه‌‌ات اینه كه یه بار دیگه باید تاس بنداری!

 

توی قزوین قیمت یك ساعت بازی بیلیارد 150 تومان است ولی قیمت یك ساعت تماشای بازی بیلیارد 3500 تومان!

                                  ادامه جوک

برای خواندن مطالب پیشین شامل اس ام اس و جوک و......وارد آرشیو مطالب پیشین شوید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در پانزدهم آبان 1385 و ساعت 8:47 |

يه روز يه لره با تهرانيه ازدواج ميکنه شب عروسي تهرانيا ميخونن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباس لرا ميخونن گوني گوني پشکل غلامعلي خوشکل

 

♣♣ از لره مي‌پرسند: توي طايفه شما آدم مشهور هم هست؟ ميگه:‌آره بابا، لره و هاردي، سوفيا لره، اليزابت تاي لور، تازه يه شيميدان لر يه چيزي كشف كرده كه اسمشو گذاشته كلر.

 

♣♣ به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!

                                         ادامه جوک

برای خواندن مطالب پیشین شامل اس ام اس و جوک و......وارد آرشیو مطالب پیشین شوید

www.narafigh-ha.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در پانزدهم آبان 1385 و ساعت 8:37 |

♣♣ یه روز رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرده غریبه ... !بعد میشینه ساكت نگاشون میكنه .بعد از یك ساعت طرف میره.بعد زنه میگه چت بود ما رو نگاه میكردی؟!! ...رشتیه با خوشحالی میگه جنبه رو داشتی خانوم!!! 

 

♣♣ یه روز به یه رشتیه میگن چند تا بچه داری؟ میگه 20 تا میگن اسمشونو چه جوری یاد میگیری میگه اسمشون که چیزی نیست فامیلشون سخته !

 

♣♣ اخبار دیروز: به یك زن رشتی كه در پارك میدوید تجاوز شد! (اخبار امروز صدها زن رشتی در پارك میدوند!

                                                     ادامه جوک

      آرشیو اس ام اس نارفیق ها ==============>>  CLICK HERE

=              آرشیو جوک نارفیق ها  ==============>>  CLICK HERE


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در چهاردهم آبان 1385 و ساعت 11:41 |

=====================================================

 تمامی اس ام اس های نوروزی وبلاگ نارفیق ها تا این تاریخ

اس ام اس نوروزی۱

اس ام اس  نوروزی۲

اس ام اس نوروزی 3

اس ام اس نوروزی 4

اس ام اس نوروزی 5

 برای دیدن همه اس ام اس های وبلاگ نارفیق ها ==>CLICK HERE

حتما از آرشیو وبلاگ دیدن کنین

آرشیو اس ام اس نارفیق ها ==============>>  CLICK HERE

        آرشیو جوک نارفیق ها  ==============>>  CLICK HERE

====================================================

♣♣ يه روز يه تركه از يه جوب بزرگ ميپره شلوار و شورتش پاره ميشه، يه كم فكر ميكنه ميگه: خدا رو شكر كه شورت پام بود وگرنه .....

 

♣♣ به تركه ميگن اسمت چيه؟ ميگه اسمم حمزه است ولي بچه ها به من ميگن شيش كوچولو!!!!

 

♣♣ تركه داشته تو صحرا راه ميرفته، يه دفعه ميبينه كوه ريزش كرده رو ريل راه آهن و يه قطار هم داره مياد. لباسشو در مياره ميزنه رو چوبدستي نفت فانوسشم ميريزه روش و آتيش ميزنه و ميدوه طرف قطار. به قطار كه ميرسه خودشو ميندازه زير قطار و حسابي آش و لاش ميشه.
قطار كه واي ميسته ميپرسن چرا خودتو زير قطار انداختي؟ تركه ميگه: والا از بچگي ريزعلي و حسين فهميده رو با هم اشتباه مي گرفتم.

 

♣♣ تركه كارت تلفن ميخره، فوري ميده براش پرس كنند!!!!

                    

   ادامه جوک

حتما از آرشیو وبلاگ دیدن کنین

آرشیو اس ام اس نارفیق ها ==============>>  CLICK HERE

        آرشیو جوک نارفیق ها  ==============>>  CLICK HERE

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سینا در دوازدهم آبان 1385 و ساعت 8:24 |