تبليغاتX
www.Narafigh-Ha.Blogfa.Com......

Click Here <===============آرشیو اس ام اس نارفیق ها

Click Here <===============آرشیو  جوک  نارفیق ها

اس ام اس جوک نارفیق ها - ترکها آدم نمیشن
——
تركها آدم نميشند
پرده اول:گردهمايي ساليانه دانشمندان برتر جهان
۲دانشمند مشغول صحبت هستند.يكي ازآنها ايراني وديگري ژاپني است.
دانشمند ژاپني:كشورما به فن آوريهايي رسيده كه هيچ كشوري نميتواند به آن دست پيداكند.
دانشمند ايراني:خودت ميداني كه شماهركاربكنيد مابهترين مغزهاي دنياراداريم.
دانشمند ژاپني:شما؟ميخواهي بهت ثابت كنم كه مغزهاي شما پشيزي ارزش ندارند؟
توجه تمامي دانشمندان به اين بحث جلب شده است.همه دورآنها جمع ميشوند.
دانشمند ايراني:ثابت كن.ميدوني كه چرت وپرت گفتي.
دانشمند ژاپني:شمادرايران نژادي داريد به اسم ترك.اگربتوني زيرنظرهيئتي كه من ميفرستم يك ترك راآدم كني من حاضرم فرمول A۲را دراختيار كشورشمابذارم.
آه بلندي ازنهاد بقيه دانشمندان خارج ميشود.فرمول A۲مهمترين كشف امسال ژاپن بوده است.
دانشمندايراني:قبوله.
فرداصبح.
۲نفركاراگاه پشت يك ميز درحال صحبت بادانشمندايراني هستند.
كاراگاه اول:ميدونيد كه مامدتهاست داريم تلاش ميكنيم كه اين فرمول رابه چنگ بياريم.اگرشماموفق بشيد صرفه جويي اقتصادي عجيبي كرده ايم.احتمال موفقيت چقدراست؟
دانشمندايراني:مايك هفته فرصت داريم.نوشته شده توسط سرخ وسفيد.برگرفته ازسايت سرخ وسفيد.فكرميكنم براي يك چنين كارآساني خيلي هم زيادباشد.
هرسه ميخندندوخوشحال باهم دست ميدهند.
پرده دوم:بيابانهاي اطراف شهراردبيل.
غضنفر درگوشه اي نشسته وبه گوسفندانش نگاه ميكند.يكي ازگوسفندان به طرفش ميايدو خودش رابه اوميمالاند.غضنفرميگويد:(رونالدو برو با بقيه بازي كن.برو.)گوسفند كه موهايش كچل شده است وكاملا شبيه رونالدو درست شده است ميرود تا با بقيه بازي كند.درهمين حين موبايل غضنفر زنگ ميزند.غضنفر گوشي رابرميدارد.
مادرغضنفر:غضنفرجان.مادر سلام كجايي؟
غضنفر:توصحرا.دارم به گوسفندها علف ميدم.
مادرغضنفر:مادرزودبياشهر.پسرعموت برات كارپيداكرده.گفته بهش بگين سريع خودشو برسونه.
غضنفر:برو من قهرم.دفعه قبل شغل كتك خوري فيلمهارابرام پيداكرده بود.
مادرغضنفر:خوب كاري كرده بود.مگه بدبود.الان پسرعموت روزي ۵۰۰ تومن درآمدداره.خاك توسرتو بكنند.
غضنفر ديگرچيزي نميگويد وباگوسفندان به طرف اردبيل به راه ميفتد.
پرده سوم:سازمان سنجش هوش.
بهترين دانشمندان ايراني دور ميزي نشسته اندوبه غضنفر نگاه ميكنند.غضنفر معذب است وهي دماغش را پاك ميكند وبعدبه موهايش ميمالاند.يكي ازدانشمندان مشغول گزارش دادن است:
دانشمند:ازبين ۵۰ نفر داوطلب ،ايشان به عنوان ترك برگزيده انتخاب شد.اواصالت خانوادگي دارد وازآزمونهاي مانمره صفر گرفته است.تنها مشكلي كه بوجودآمده اينست كه بهيچوجه دوست ندارد ازگوسفندش جدابشود.
رييس دانشمندان:عيبي ندارد.شايدبااستفاده ازهمين گوسفند بتوانيم پيشرفتي داشته باشيم.خوب آزمايشات از پس فردا شروع ميشود.به هيئت ژاپني بگوييد كه بيايند.مكان آزمايشات هم همين ساختمان است.طبق برنامه اي كه تهيه شده عمل ميكنيم.من هرروز منتظر گزارشات شماهستم.
تمام دانشمندان ازروي صندلي بلند ميشوند وبعدازاحترام گذاشتن خارج ميشوند.يكي از مامورين غضنفر رابلندميكند تابه اطاقش ببرد.
پرده چهارم:۲روزبعد.روزاول.
همه دانشمندان دراطاق نشسته اند.يكي اعلام ميكند:آزمايش شماره ۱.جمع آوري اطلاعات كلي وجزيي وتست معلومات عمومي.
يكي ازدانشمندان شروع به سوال پرسيدن ازغضنفر ميكند.
دانشمند:خوب سلام غضنفر جان.ديشب خوب خوابيدي.
غضنفر:راستش نه.ديشب اصلا خوابم نبرد.
دانشمند:چرا؟
غضنفر:آخه من عادت دارم هميشه قبل ازخواب گوسفندبشمرم تاخوابم ببره.اما چون فقط من ورونالدو بوديم مجبورشدم برم هي تورختخواب بخوابم بعدبگم ۱.بعدبلند شم برم رونالدو را بذارم اون گوشه اطاق وبرم بخوابم بگم ۲.بازبلند شم برم رونالدو رااونور بذارم بگم ۳.روي سقفم كه نميشد بذارمش.البته پنكه سقفي بودولي نردبون نبود.مجبورشدم تختو بيارم اينور..
دانشمند:خوب.خوب.بقيه اش رانميخوادبگي.بگوببينم تا كلاس چندم درس خوندي؟
غضنفر:تا كلاس بالا.
دانشمند:يعني چندم؟
غضنفر:آخه چندمش يادم نيست.ولي يادمه اون قديمها بابام،مدير نظافت مدرسه بود.همون موقعها بود كه تا كلاسهاي طبقه بالا ميرفتم وميومدم.
دانشمند:پس سوادنداري؟
غضنفر:الان همراهم نيست.نه.
دانشمند:چندتا خواهربرادريد؟
غضنفر:سه تا برادر.۱مادر.۱ پدر.
دانشمند:مگه قراربود چندتا پدرومادرداشته باشي؟بگو ببينم خواهرنداشتي؟
غضنفر بلند ميشود كه دانشمند رابزندكه مامورين جلويش راميگيرند.دانشمند اولي سريع به اطاق كناري پناه ميبرد.نوشته شده توسط سرخ وسفيد.برگرفته ازسايت سرخ وسفيد.دانشمند دوم بعدازنشستن دوباره غضنفر روي صندلي مينشيند وميپرسد:چرا ميخواستي بزنيش؟اونكه چيزي نگفت.
غضنفر:چطور چيزي نگفت.واردمسائل ناموسي شد.اونم با خواهرام.
دانشمند:يعني اينقدرخواهراتو دوست داري؟
غضنفر:من خواهر ندارم.
دانشمند نگاه بدي به غضنفر ميكندوبعداز چند دقيقه ميپرسد:چه امكاناتي دوست داري دراين مدت دراختيارت قرار داده بشه؟
غضنفر:غذا.پول.رونالدو وتوالت.بيشتر نميخوام.
دانشمند:آفرين پسر قانعي هستي.
غضنفر:نه.پسرآقا قلي ام.
دانشمند:فعاليت علمي تابحال داشتي؟
غضنفر:بله گوسفند تاحالابه دنيا آوردم.يكبارم جلوم يك گاو زاييده.
دانشمنددومي درحاليكه مبهوت شده است بلندميشود.ويك دانشمند ديگرجايش راميگيرد.
دانشمند:ازچه غذايي خوشت مياد؟
غضنفر:نان بربري.
دانشمند:به نظرتو نقطه قوت جامعه بشري چيه؟
غضنفر:پاهاشونه.اگرپانداشتيم به هبچ چيزي نميتونستيم قوت كنيم.
دانشمند:معلومات عمومي ات در چه سطحيه؟
غضنفر:درسطح دريا.
دانشمند:درجنگ خليج،تقصيركار آمريكا بودياعراق وياكويت؟
غضنفر:تقصيركار پدرومادرشون بودندكه خوب تربيتشون نكرده بودند.وگرنه بچه شون اينقدربي ادب ازكاردرنميامد.
دانشمند:بن لادن راميشناسي؟
غضنفر:نه.ازاين سوپر محله مون ولي اگربپرسيد ميشناسه.چون همه ازش نسيه ميبرند.
دانشمند:تابه حال ورزش كردي؟
غضنفر:بله.فوتبال وبوكس.
دانشمند:آفـــرين.پس ورزشكاري.توي چه پستي بازي ميكردي؟
غضنفر:توي فوتبال توپ جمع كن بودم.توي بكسم،كيسه بوكس.
دانشمند محكم بادست به پيشاني خودش ميزند.
غضنفر:درميزنند.يكي بره درو بازكنه.
دانشمند:درنزدند.بشين سرجات.
غضنفر:اين همون مزاحمه است كه تواردبيل معروف شده.توي اكثر خونه ها مياددرميزنه وفرار ميكنه.
بااشاره دانشمند غضنفر رابه اطاقش راهنمايي ميكنند.دانشمند ميگويد:من تعجب ميكنم اين موجود چطور زندگي ميكنه.امشب به اطاقش امواج موردنظر رابتابونيد.
يكي ازدانشمندان:قربان گوسفندش راهم ببريم.آخه بدون گوسفندش هيچ جا نميره.
دانشمند:به درك.ببريد.بذاريد اونم موج بخوره.
پرده پنجم:روز دوم.
يكي ازدانشمندان:جلسه آغازميشود.موضوع اين جلسه:تست هوش.
غضنفربه داخل اطاق ميايد.دانشمند اول روبرويش مينشيندوشروع به سوال پرسيدن ميكند.
دانشمند:سلام غضنفر.دوست داري ادامه بديم؟
غضنفر:مگه داشتيد چكارميكرديد؟آره بكنيد منم نگاه ميكنم.
دانشمند يك قورباغه،يك سوسك ويك لاكپشت جلوي غضنفرميگذاردوبعدميگويد:خوب.كدوم يكي ازاينها توي اكثر خونه ها پيدا ميشند؟
غضنفر مات به لاكپشت مشغول نگاه كردن است.بعدازچندثانيه ناگهان ازجايش ميپردو ميگويد:ديديد؟سرش غيب شد.
دانشمند:مگه تاحالا لاكپشت نديده بودي؟
غضنفر:چراقربان ديده بودم.
دانشمند:پس چراتعجب كردي؟
غضنفر:ايلده آخه تاحالا دقت نكرده بودم.
دانشمند حيوانها رابرميدارد وبه غضنفر ميگويد:۴ تاحيوان نام ببركه اينها تخم ميگذارند.
غضنفر:مرغ.اردك بوقلمون.هندوانه.
دانشمند:هندوانه هم تخم ميگذاره؟
غضنفر مقداري تخمه هندونه ازجيبش درمياورد وميگويد:آره.اينم شاهدش.
دانشمند:وقتي ميري دستشويي خودتو با چي ميشوري؟
غضنفر:باآفتابه.
دانشمند:با آفتابه؟پسرجان بايد ميگفتي باآبي كه توي آفتابه است.حالا بگو ببينم ميدوني چطور ازآفتابه استفاده كني؟
غضنفر:بله ميدونم.باهاش توي دستشويي خودمون راميشوريم.نوشته شده توسط سرخ وسفيد.برگرفته ازسايت سرخ وسفيد.سرسفره به عنوان پارچ ازش استفاده ميكنيم.هروقت خرمون آب نخورد به زور سرشو ميكنيم توي دهنش تابخوره و…
دانشمند:خيلي خوب بسه ديگه نميخوادبگي.(يكي ازدانشمندان كه حالش به هم خورده به سمت دستشويي ميرود تا استفراغ كند.)
جلسه به هم ميخورد.يكي ازدانشمندان غضنفر راميبرد تادراطاق امواج زيرموج باشد.يك نفرميگويد:اينوكه ميبينم روزي ۱۰۰ بار خداراشكرميكنم.
پرده ششم:روزسوم.
يكي ازدانشمندان:جلسه آغاز ميشود.گزارش فعاليتها در۲ روز گذشته بدين شرح است:
۱.موج پاشي مغزي به غضنفروگوسفندش.
۲.تحقيق درباره خلاقيات وميزان هوش غضنفر.
۳.آزمايش برروي غضنفر ورسم نمودارهاي مغزي ازوي.
يكي ديگرازدانشمندان غضنفر وگوسفندش رامياورد.وديگري جلوي او مينشيند.
دانشمند:سلام غضنفر جان.خوب ديشب چطوربود.بازم نتونستي خوب بخوابي؟
غضنفر:راستش نه.ميدونيد كه عادت دارم گوسفند بشمرم.
دانشمند:حتما باز جاي رونالدو راعوض ميكردي؟
غضنفر:نه.يك راه حل جديد پيداكردم.
دانشمند:چه راه حلي؟
غضنفر يك گچ از جيبش بيرون مياوردوميگويد:عكس رونالدو راهمه جا كشيدم.اينجوري تونستم راحتتر از پريشب بخوابم.
دانشمند:خوبه.راه حل جالبي بود.به عنوان اولين سوال من يك كلمه ميگم.توبعداز من اولين چيزي كه به نظرت اومدبگو.
غضنفر:چشم.
دانشمند:كبريت.
غضنفر:گوسفند.
دانشمند:آبگرمكن.
غضنفر:گوسفند.
دانشمند:آسمانخراش.
غضنفر:گوسفند.
دانشمند:چراهمش گوسفند؟چيز ديگه اي به نظرت نمياد؟
غضنفر:آخه فقط رونالدو جلوم نشسته.چيز ديگه اي غيراون نميبينم.
دانشمند:خيلي خوب ادامه ميديم.گوسفند.
غضنفر:رونالدو.
دانشمند:رونالدو.
غضنفر:گوسفند.
دانشمند بلندميشود كه غضنفر رابزند كه بقيه جلويش راميگيرند.دانشمند درحاليكه شديدا توي سر خودش ميزند به بيرون اطاق برده ميشود.يك دانشمند ديگر جلوي غضنفر مينشيند.
غضنفر:من قهرم.شماهمش منو اذيت ميكنيد.
دانشمند:نه عزيزم.مهم نيست.به اين سوال جواب بده.اين چندشب وقتي ميخوابي چيزي به نظرت نمياد؟
غضنفر:چرا.وقتي ميريم تواطاق،تا شما اون نورهاي عجيب غريب را ميتابونيد رونالدو بلند ميشه وروي صندلي مي نشينه.
دانشمند:بله ما متوجه شديم كه گوسفندت دربرابر امواج واكنش نشون ميده.اين ازتاثيرات گاما اف پنجه.
غضنفر:ها؟
دانشمند:هيچي؟درخودت چي؟آيا تاثيري داره؟
غضنفر:بله دستشوييم ميگيره.آخه شبها شمادررا قفل ميكنيد.
دانشمند:پس اين چندشب چكارميكردي؟
غضنفر:راه حل پيدا كردم.
دانشمند:چه راه حلي؟
غضنفر:يك دستگاه هست تواطاق من كه ازش همون چيزها مياد بيرون.يك قفسه داره.من همونجا دستشويي ميكنم.
تمام دانشمندان لحظه اي به صورت هم نگاه ميكنندوبعديكهو بلندميشوندوبه اطاق بغلي كه اطاق غضنفر است ميروندودستگاه راباز ميكنند.بوي گندي بلند ميشود.يكي ازدانشمندان ميگويد:حالا چطور دوباره راهش بندازيم.كلي قيمتش بود!
غضنفر:نميخواد عجله كنيد.آقايون همه صف ببنديد.دستشويي به همه ميرسه.اول كسانيكه وضعشون اضطراريه برندتو.آفتابه نداره.بذاريد وقتي اومديد بيرون توظرفشويي آشپزخانه خودتون رابشوريد.
يكي ازدانشمندان:فاتحه ظرفشويي راهم كه خونده.
يك دانشمندديگر:چندروز بود كه همونجا ظرفهارامي شستيم.همه مون كثافتهاشو خورديم.
دانشمندان غضنفر راداخل اطاق ديگري ميندازندوبعدازبردن دستگاه ازاطاقش دررا قفل ميكنند.
پرده هفتم:روزچهارم.
غضنفررامياورند.تاروي صندلي مينشيند ميگويد:ديشب هم خوب نخوابيدم.
دانشمند:خوب اشكالي نداره.نوشته شده توسط سرخ وسفيد.برگرفته ازسايت سرخ وسفيد.ترتيبي داديم يك تلويزيون تو اطاقت بذارند كه همش عكس گوسفند توش نشون بده.
غضنفر:ديگه لازم ندارم.راه حل پيدا كردم.
يكي ازدانشمندان:بازاين راه حل پيداكرده.
دانشمند:خوب بگو چه راه حلي؟
غضنفر:بارونالدو ميشينيم انقدرحرف ميزنيم تا خوابمون ببره.
دانشمند:مگه گوسفندها هم حرف ميزنند؟
غضنفر:رونالدو وقتي شب اون چيزها راروشن ميكنيد حرف ميزنه.
يكي ازدانشمندان:چرت وپرت ميگه.ولش كنيد.بقيه سوالات رابپرس.
دانشمند:ميدوني كه اگر تودرآخرهفته نمره قبولي رادرامتحانات ژاپنيها نگيري ماچه چيزي رااز دست ميدهيم؟
غضنفر شانه هايش رابالا ميندازد وچيزي نميگويد.
دانشمند عصباني ميشودوغضنفر راتكان ميدهدو ميگويد:پس عِرق ملي ات كجاست؟وطن پرستي توكو؟
غضنفر:چراهرچي گم ميشه ازمن ميخواهيد؟به من چه.من برنداشتم.
بقيه دانشمندان ،دانشمند عصباني راساكت ميكنند.يك نفرديگر جلوي غضنفر مينشيند.
دانشمند:شغلت چوپاني بودديگه؟
غضنفر:پاسباني ۲۴ ساعته ازگوسفندان مردم.
دانشمند:آهان.بله.ببينم چندتا گوسفندداري؟
غضنفر:اول ۲۵۰ تا داشتم.اماحالا ۲۰۰ تادارم.
دانشمند:گوسفندهات تلف شدند؟
غضنفر:نه عاشق شدند.
همه دانشمندان باهم:عاشق شدند؟!!!!
غضنفر:آره.يك گوسفند سياهه ميومد كه دندونهاش تيزبودهردفعه يكيشون باهاش ميرفت.همينطور كم شدند.تااينكه يك روز سگم گوسفند سياهه راگرفت وكشت.انقدرسگم رازدم تا مرد.
دانشمند:سگت گرگه راكشته.اونوقت تو كشتيش؟
غضنفر:آخه اگراون گوسفندها باگوسفند سياهه ازدواج ميكردند حسابي بچه دار ميشدند ومن پولدار ميشدم.اين سگه اما نگذاشت.
دانشمند بادست روي پيشاني خودش ميزند.
غضنفر:درميزنند.
دانشمند:بچه جان.درنزدند من بودم.
غضنفر:ايلده دفعه قبل هم همينو گفتيد كه مزاحمه فرار كرد.
دانشمند:بيا بگذريم.ازپدرومادرت بگو.پدرت چكارميكنه؟
غضنفر:من كه الان كنارش نيستم از كجا بدونم داره چكار ميكنه؟
دانشمند:مادرت خانه داره؟
غضنفر:نه.مادرم خانه نداره.خونه مال بابامه.
دانشمند:توميدوني كه هيچي نميفهمي؟پسرجان آدم اينقدراحمق؟
غضنفر ازيكي ازدانشمندان ميپرسد:احمق فحشه؟
دانشمند به معني بله سرتكان ميدهد.غضنفر بلندميشود ودادميزند:(ناموسم را دزديدند.)وبعد به دانشمند حمله ميكند درحاليكه پشت سرهم ميگويد:چرافحش ناموسي دادي؟چرا؟اگربه پدرومادرم فحش ميدادي اينقدرناراحت نميشدم.چرافحش ناموسي دادي؟
جلسه به هم ميخورد.
پرده هشتم:روزپنجم.
غضنفررامياورندويك دانشمند جلويش مينشيند.
دانشمند:سلام غضنفر.ميخوام جلسه راآغاز كنيم.
غضنفرچيزي نميگويد.
دانشمند:سلام كردم غضنفر جان.چرا جواب نميدي؟
غضنفر بازهم چيزي نميگويد.يكي ازدانشمندان كه غضنفرراآورده ميگويد:از صبح حرف نزده.نكنه امواج بلايي سرش آورده.
يكي ازدانشمندان به سراغ غضنفر ميرود تا بلندش كند وبه آزمايشگاه ببرد كه ناگهان غضنفر ميگويد:من قطعنامه صادركردم.
همه دانشمندان:قطعنامه؟!!!!
غضنفرازجيبش كاغذي رابيرون مياورد وبه دانشمند ميدهد وميگويد:بخوان.
دانشمند:توكه سوادنداشتي.
غضنفر:من گفتم رونالدو نوشت.
يكي ازدانشمندان:بازشروع شد.من ميگم فردا گوسفندشو بخوريم.
دانشمند شروع به خواندن قطعنامه ميكند:ازطرف غضنفر به همه اين آدمهاي ديوانه.
۱.ازاين به بعد كسي حق دادن فحش ناموسي وحرف بدزدن ندارد.همه اول بايد بيايند ودست من راماچ كنندوگرنه جواب هيچكس رانميدهم.
۲.من خسته شدم بسكه شماپرسيديدومن جواب دادم.ازاين به بعدجاها عوض.
۳.اصلابريم فوتبال بازي كنيم.چندوقته توپ جمع كني نكردم.
۴.اين يارو كچله نبايد اينقدر وول بخوره.
۵.دستشويي رابرگردانيد.مردم بسكه تو تلويزيون دستشويي كردم وآنتنش رفت تو كونم.
۶.نميدونم چرا تلويزيون خراب شده.درستش كنيد.
ادامه اين جملات نوشته رونالدو گوسفند غضنفراست:
لطفا به من كمك كنيد ومرااز دست اين ترك ديوانه نجات دهيد.من ميفهمم.
همه دانشمندان قاه قاه ميخندند.يكي از دانشمندان ميگويد:غضنفر اين تيكه آخرو خيلي خوب اومدي.واقعا كه شما تركها جوكيد.
غضنفر:خواهش ميكنم.دست شمادردنكنه.اصلا بي خيال قطعنامه.بيان دوباره سوال كنيد.
دانشمند:خيلي خوب .بگو ببينم چرا توتلويزيون دستشويي ميكردي؟
غضنفر:اين راه حل جديد من بود.آخه تلويزيون توش آب داشت نشون ميداد.يك رودخانه بود.من گفتم همونجا دستشويي كنم حتما آب ميشوره وباخودش ميبره.
دانشمند:اين راه حلها ازكجا به ذهنت ميرسه.
غضنفر:به خداازهيچ جا.من نه اهل تقلبم نه توي دفترم تقلب نوشتم.نميدونم بعضي وقتها چطور ميشه مغزم به كارميفته.
دانشمند:پس قبول داري كه باقي اوقات مغزت كارنميكنه؟
غضنفر:مغزم كه هيچوقت كارنميكنه.وگرنه من تا بحال حتما صداي كاركردنشو شنيده بودم.ميدونيد!ما كنارخونه مون يك كارخانه است.هروقت كارميكنه همه ماصداشو ميشنويم.امامغزمن هيچوقت كارنميكنه.چون هميشه ساكته.
دانشمند:غضنفر خيلي خري يعني چي؟
غضنفر:يعني گوشهات درازه.
رييس دانشمندان به دانشمندي كه سوال ميپرسد:لطفا دستش ننداز.فقط سوالهاي طرح شده راازش بپرس.
يكي ازدانشمندان:بذاريد انتقاممون راازش بگيريم.
بقيه دانشمندان:راست ميگه…راست ميگه.
غضنفر:بدبختها.نوشته شده توسط سرخ وسفيد.برگرفته ازسايت سرخ وسفيد.من اصلا پول ندارم كه ميخوايد ازم بگيريد.چه برسه انتقام.(زبانش رادرمياورد.)
يكي ازدانشمندان:ديديد چه حركت زشتي انجام داد؟
يكي ديگرازدانشمندان:آره.بهانه دستمون داد.
غضنفر دستش را دردماغش ميكندوخِل بزرگي درمياورد وميگويد:هر كي نزديك بياد اينو ميمالونم بهش.
رييس دانشمندان:بشينيد ببينم.آقايون اينكارها ازشماها قبيحه.غضنفر برو دستتو بشور.
يكي از دانشمندان:توروخدا.فقط يك نيشگون.
غضنفر:من نميتونم برم دستمو اون تو بشورم.
دانشمند:چرا؟نكنه بازخودتو رفتي اون تو شستي؟
غضنفر:نه.اماچندروزي بودكه حمام نكرده بودم.رفتم اون تو حموم.
رييس دانشمندان تلفن رابرميدارد وآشپزخانه راميگيرد:الو آشپزخانه.لطف كنيد ظرفهايي كه ديشب شستيد دوباره بشوييد.بله همه شون را!
غضنفر را ميبرند.
پرده نهم:روز ششم.
غضنفر رامياورند.غضنفر همينطور كه ميايد مشغول رقص است.يكي ازدانشمندان جلويش مينشيند.
دانشمند:سلام غضنفر.بگوببينم چرااينقدر خوشحالي؟
غضنفر:عروسي مامانمه.
همه دانشمندان ميخندندودانشمند ميپرسد:توازكجا فهميدي؟توكه توقرنطينه بودي.
غضنفر:خوابشو ديدم.ديدم مامانم بامردهمسايه ازدواج كرد.البته ميگند خواب ترك چپه.
دانشمند:اون خواب زنه كه چپه.
غضنفر:نه خواب منم چپه.مثلا يك بار ديدم اون آقاهه كه ريشش شبيه بز مش اسدالله است مرده.فرداش تولدش بود.همه تون داشتيد كيك ميخورديد.
دانشمند:پس جريان چپ بودن و راست بودن خواب راميفهمي؟
غضنفر:نه.
دانشمند:بگذريم..
غضنفر:ازكجا؟بالاخره كي قراره بگذريم كه هي ميگيد ونميريم.
دانشمند:غيرازچوپاني شغل ديگري هم تابه حال داشتي؟
غضنفر:آره شغل كه خيلي داشتم.مثلا قبلا چاه عميق ميزدم.
دانشمند:خوب توضيح بده.چطور چاه عميق ميزنند.
غضنفر:هيچي اينقدر زمين را ميكنيم تابه آب برسيم.
دانشمند:واگربه آب نرسيديد؟
غضنفر:هيچي.ته چاه ميشاشيم اونوقت به صاحبكار نشون ميديم ميگيم آبه.
دانشمند پوزخندي ميزندوميگويد:اونم باورميكنه؟
غضنفر:براي چي باورنكنه؟يك كم ازآب چاه را ميخوريم اونوقت ميفهمه كه آبه.
دانشمند:ازدستشوييهاي خودت ميخوري؟!
غضنفر:آره ديگه.آب چاه شده.مگه ازچاه نمياد؟
دانشمند:خوب اگرفرداش ديگه آب نيومد چي؟صاحب چاه نميفهمه كه سرش كلاه گذاشتيد؟
غضنفر:اون ديگه مشكل مانيست.ماچاه راصحيح وسالم تحويلش داديم.
دانشمند:غضنفر فرداآخرين روزي است كه ماتورا دراختيار داريم.پس فردا مابا هم به جلسه اي دركشور ژاپن ميرويم تاتوراامتحان كنند.تمام خبرنگاران دنيااونجا جمع هستند.خواهش ميكنم امروزه راآدم باش.تا بتونيم فردا درمورد حرفهايي كه بايد بزني بهت آموزش بديم.
غضنفر:خوب همين امروز بديد.لازم نيست تافردا صبر كنيد.من همين الان گشنمه.
دانشمند روبه بقيه دانشمندان:فكرميكنم ماتوي اين طرح شكست خورديم.اين هيچي نميفهمه.
رئيس دانشمندان:نميشه.آبرومون ميره.اگرتوي اون جلسه كم بياريم فرمول به اون مهمي راهم ازدست داديم.
يكي ازدانشمندان:قربان فايده اي نداره.بهتره ادامه نديم.ما شش روزه كه داريم روي اين كار ميكنيم وگاما اف پنج بهش ميتابونيم اگرميخواست خوب بشه تا الان شده بود.
رييس دانشمندان اشاره اي ميكند وغضنفر راميبرند.
پرده دهم:شب همان روز.
۲نفرازدانشمندان صورتشان رابانقاب پوشانده اند وباچوب وچماق پشت اطاق غضنفر ايستاده اند.
دانشمند اولي:به درك.حالاكه نتونستيم آدمش كنيم حداقل انتقاممون راازش ميگيريم.
دانشمند دومي:ولي اگررئيس خبردار بشه ناراحت ميشه!
دانشمند اولي:رييس هم ته دلش به اين كارراضيه.فقط مواظب باش به سروصورتش نزني چون توي امتحان ديده ميشه وهمه ميفهمند زديمش.
دانشمند دومي:چه فايده.مگه خودش نميگه؟
دانشمند اولي:غضنفر بگه؟اون؟اونكه چيزي حاليش نميشه.بهش ميگيم رعدوبرق بهش زده.
هردودرراباز ميكنندوميخواهند به غضنفر حمله كنند كه رونالدو جلويشان ميپرد.
رونالدو:خواهش ميكنم من رانجات بدهيد.مردم ازدست اين ابله.من ميتونم حرف بزنم.
دانشمندان شوكه مي ايستند وبه رونالدو نگاه ميكنند.دانشمند اولي ميپرسد:توواقعا حرف ميزني؟
رونالدو:نه تنها حرف ميزنم بلكه ميتوانم بنويسم،بخوانم وپيچيده ترين مسائل رياضي راحل كنم.مگرشما خودتان درامواج اينها رابراي من ارسال نميكرديد.
دانشمند دومي:اما ما اونها را براي غضنفر ارسال ميكرديم.
رونالدو:غضنفرهيچي ازاونها نميفهميد.اماروي من تاثيرداشت وبه مرور اين شدم كه ميبينيد.
دانشمندان بي خيال زدن غضنفر ميشوند ودست رونالدو راكه حالا مثل آدمها راه ميرود ميگيرند وبه طرف اطاق رئيسشان به راه ميفتند.
پرده يازدهم:ژاپن.جلسه امتحان غضنفر.
تمام خبرنگاران جمع شده اند ودارند از غضنفر درحاليكه دست فردي نقاب پوش راگرفته ودرحال واردشدن به جلسه است عكس ميگيرند.يكي ازژاپنيها كه مجري مراسم است ازرئيس دانشمندان ميخواهد تادر ابتدا فعاليتهاي گروه خودراشرح بدهد.
رئيس دانشمندان ايراني:با سلام وعرض خسته نباشيد به تمام حضار محترم.همانطور كه ميدانيدبه مايك هفته فرصت داده شده بود تايك ترك راآدم كنيم.ودرعوض جناب پروفسور هاشي موتوتوش فرمول A۲ را كه خودشان كشف كرده بودنددراختيار ماميگذاشتند.نوشته شده توسط سرخ وسفيد.برگرفته ازسايت سرخ وسفيد.مابعداز ۳روز جستجو توانستيم يك ترك پيداكنيم كه هيچي نميفهميد.البته گزينه هاي زيادي براي انتخاب داشتيم اماميخواستيم اين انتخاب كاملا تصادفي وعلمي باشد.بهرحال بعداز سه روز ما عكس آقاي غضنفر را منتشركرديم.ازآن روزيك هفته ميگذرد واكنون زمان گرفتن آزمون ازايشان است.نكته اي كه حالا بايد به آن اشاره كنم اينست كه ماباامتحان گرفتن كشوردوست ژاپن ازآقاي غضنفرمشكلي نداريم.اما كشف بزرگ ديگري كرديم كه حاضريم آن رابه جاي آقاي غضنفر دراختيارشما بگذاريم.
همهمه اي درسالن ميپيچد.دانشمند ژاپني ناراحت است وميخواهد ازجايش بلند بشود كه بقيه نميگذارند.دانشمند حرفهايش راادامه ميدهد:اين كشف بسيار مهمتر ازآدم كردن يك ترك وحتي فرمول A۲است.با اين وجود به دليل همكاري ودوستي كه ميخواهيم بين دوكشور بوجود ميايدآن رادراختيار شماقرار ميدهيم.
همه دست ميزنند.دانشمند ژاپني به دانشمند ديگري ازوطن خودش ميگويد:نتوانستند ترك راآدم كنند.اگرديديم اختراعشون ارزشش كمتره،بلندميشيم وميريم تاآبروشون بره.(وبااين فكرلبخندي شيطاني ميزنند.)
دانشمندايراني به سمت فرد نقاب پوش ميرود ودريك لحظه نقاب رااز صورت او پايين ميكشند.رونالدو ظاهر ميشود.آه بلندي ازسينه حاضرين بيرون ميايد.عكاسان چندثانيه بي حركت مي مانند وبعد بطوروحشيانه اي شروع به عكس گرفتن ميكنند.رونالدوكه كت وشلوارتيره پوشيده وكراوات زده به پشت تريبون ميرود.
رونالدو:باسلام.بله تعجب نكنيد من يك گوسفندهستم.اين تاثيرات تلاش شبانه روزي تيم تحقيقاتي ايراني است كه توانستند ازيك حيوان يك دانشمند جديد بسازند.اينجانب نه تنها ميتوانم حرف بزنم وماننديك انسان عمل كنم،بلكه درآخرين تست هوش كه ازمن گرفته شده داراي بالاترين حدود هوشي بودم.اكنون از دانشمندان كشور ژاپن ميخواهم تا اگر آماده هستند سوالات خودشان راطرح كنند.
دانشمندان ژاپني كه شوكه شده اند بلندميشوند وشروع به پرسيدن ميكنند.رونالدو به تمام سوالات جواب ميدهدوحتي بعضي نظريات هم ارائه ميدهد كه بسيارمورد توجه قرارميگيرد.بعد ازحدود سه ساعت امتحان پايان مي يابد و رونالدو كه به شدت تشويق ميشود،روي صندلي مينشيند.غضنفرميخواهد مقداري علف به او بدهد كه رونالدو اشاره اي ميكند وچند مامور غضنفر راسريعابه داخل ماشيني مخصوص برده وزنداني ميكنند.درپايان مراسم ايران فرمول A۲ را بدست مياورد.
پرده دوازدهم:روستاي ترك آباد.
غضنفرنشسته وبراي خانواده وفاميلش ماجراراتعريف ميكند.پسرعموي غضنفر بعدازشنيدن حرفهاي اوميگويد:يعني به رونالدو به جاي توجايزه دادند؟عجب مردم احمقي هستندها!
مادرغضنفر:ازقديم الايام همينطوربوده.هيچكس نميفهمه ماتركها عجب آدمهاي باهوشي هستيم.قدرمون رانميدونند!!!
عموي غضنفر:منم توگله ام يك مارادونا دارم.ميگم شايد اونم ببرم به من جايزه بدهند؟
مادرغضنفر:حالا بگو رونالدوراچندفروختي؟
غضنفر:دزديدنش.گفتند گنجينه ملي وازاين حرفهاست.پول هم بهم ندادند.
عموي غضنفر:پسربدو بيلوبرداربيار.نوشته شده توسط سرخ وسفيد.برگرفته ازسايت سرخ وسفيد.شايدتوزمين ماهم گنج پيدابشه.مگه زمين ماچي اززمين غضنفر كم داره؟
مادرغضنفر:اون آقا عينكيه كه ميگفتند دانشمنده چي؟اونم بهت پول نداد؟
غضنفر:نه تازه آخرش منوخم كرد ونفري يك دركوني هم بهم زدند.اينها اشكال نداشت.دلم شكست كه رونالدو بهم جفتك زد.
مادرغضنفر:ازقديم همين بوده.اين گوسفندها وفاندارند.آخرش بهت خيانت ميكنند.
پسرعموي ديگر غضنفربدو بدو وارد ميشود وميگويد:بابا!بابا!بره سفيده تو،گوسفندسياهه برد.
همه صلوات ميفرستند وشروع به تبريك به عموي غضنفر ميكنند.عموي غضنفر ميگويد:خواهش ميكنم.خواهش ميكنم.اينم عاشق شد.تواين هفته اين سوميه.ايشاا…گوسفندهاي شماهم عاشق بشند.
مادرغضنفر به غضنفر:خيلي خوب ديگه پاشوبرو گوسفندهاتواين مدت پسرعموت نگه ميداشت.تازه بيست تاشون هم عاشق شدند.
غضنفر:خوبه.حداقل اين مدت گوسفندهام به من سود رسوندند.
غضنفرفرداي آن روز با گوسفندانش به صحرا ميرود

+ نوشته شده توسط سینا در بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 12:16 |